
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۷۱ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن ما درس سحر در ره ميخانه نهاديم محصول دعا در ره جانانه نهاديم در خرمن صد زاهد و عاقل زند آتش اين داغ که ما بر دل ديوانه نهاديم سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد تا روی در اين منزل ويرانه نهاديم در دل ندهم ره پس از اين مهر بتان را مهر لب او بر در اين خانه نهاديم در خرقه از اين بيش منافق نتوان بود بنياد از اين شيوهی رندانه نهاديم چون میرود اين کشتی سرگشته که آخر جان در سر آن گوهر يک دانه نهاديم المنه لله که چو ما بیدلودين بود آن را که لقب عاقل و فرزانه نهاديم قانع به خيالی ز تو بوديم چو حافظ يا رب چه گداهمت و بيگانهنهاديم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ما ز ياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آن چه میپنداشتيم تا درخت دوستی کی بر دهد حاليا رفتيم و تخمی کاشتيم گفتوگو آيين درويشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتيم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن خيز تا از در ميخانه گشادی طلبيم به ره دوست نشينيم و مرادی طلبيم زاد راه حرم وصل نداريم مگر به گدایی ز در ميکده زادی طلبيم اشک آلودهی ما گر چه روان است ولی به…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن فتوی پير مغان دارم و قولیست قديم که حرام است می آنجا که نه يار است نديم چاک خواهم زدن اين دلق ريایی چه کنم روح را صحبت ناجنس عذابیست اليم تا مگر جرعه فشاند…
«««««🍷میبهـا»»»»» موزیک ویدیوی آغاز برنامه غزل نمره ۳۶۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ما بدين در نه پی حشمت و جاه آمدهايم از بد حادثه اين جا به پناه آمدهايم رهرو منزل عشقيم و ز سرحد عدم تا به اقليم وجود اين همه راه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان عمریست تا به راه غمش رو نهادهايم روی و ريای خلق به يک سو نهادهايم طاق و رواق مدرسه و قال و قيل علم در راه جام و ساقی مهرو نهادهايم هم جان بدان دو…