
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ما ز ياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آن چه میپنداشتيم تا درخت دوستی کی بر دهد حاليا رفتيم و تخمی کاشتيم گفتوگو آيين درويشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتيم شيوهی چشمت فريب جنگ داشت ما ندانستیم و صلح انگاشتيم گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ما دم همت بر او بگماشتيم نکته ها رفت و شکايت کس نکرد جانب حرمت فرو نگذاشتيم گفتمش دل بردهای از ما به خشم سر بدین دعوی بر او افراشتیم* گفت خود دادی به ما دل حافظا ما محصل بر کسی نگماشتيم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن فتوی پير مغان دارم و قولیست قديم که حرام است می آنجا که نه يار است نديم چاک خواهم زدن اين دلق ريایی چه کنم روح را صحبت ناجنس عذابیست اليم تا مگر جرعه فشاند…
«««««🍷میبهـا»»»»» موزیک ویدیوی آغاز برنامه غزل نمره ۳۶۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ما بدين در نه پی حشمت و جاه آمدهايم از بد حادثه اين جا به پناه آمدهايم رهرو منزل عشقيم و ز سرحد عدم تا به اقليم وجود اين همه راه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان عمریست تا به راه غمش رو نهادهايم روی و ريای خلق به يک سو نهادهايم طاق و رواق مدرسه و قال و قيل علم در راه جام و ساقی مهرو نهادهايم هم جان بدان دو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ما بیغمان مست دلازدستدادهايم همراز عشق و همنفس جام بادهايم بر ما بسی کمان ملامت کشيدهاند تا کار خود ز ابروی جانان گشادهايم ای گل تو دوش داغ صبوحی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۶۳ فاعلاتن فاعلاتن فاعلان دردم از يار است و درمان نيز هم دل فدای او شد و جان نيز هم اين که میگويند آن خوشتر ز حسن يار ما اين دارد و آن نيز هم هر دو عالم يک فروغ روی اوست گفتمت پيدا و پنهان…