
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۳۹۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن صبح است ساقيا قـدحی پرشـراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پيشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام بادهی گلگون خراب کن خورشيد می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عيش میطلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند زنهار کاسهی سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم با ما به جام بادهی صافی خطاب کن کار صواب باده پرستیست حافظا برخيز و عزم جزم به کار صواب کن Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای روی ماهمنظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر در زلف بیقرار تو پيدا قرار حسن ماهی نتافت همچو تو از برج…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن منم که شهرهی شهرم به عشق ورزيدن منم که ديده نيالودم به بد ديدن وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيم که در طريقت ما کافریست رنجيدن به پير ميکده گفتم که چيست راه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۲ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن دانی که چيست دولت؟ ديدار يار ديدن در کوی او گدایی بر خسروی گزيدن از جان طمع بريدن آسان بود وليکن از دوستان جانی مشکل توان بريدن خواهم شدن به بستان چون…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن تا ببينم که سرانجام چه خواهد بودن غم دل چند توان خورد که ايام نماند گو نه دل باش و نه ايام چه خواهد بودن مرغ کمحوصله را گو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن مقدمش يا رب مبارک باد بر سرو و سمن خوش به جای خويشتن بود اين نشست خسروی تا نشيند هر کسی اکنون به جای خويشتن خاتم جم را…