
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن بالابلند عشوهگر نقشباز من کوتاه کرد قصه زهد دراز من ديدی دلا که آخر پيری و زهد و علم با من چه کرد ديده معشوقهباز من؟ میترسم از خرابی ايمان که میبرد محراب ابروی تو حضور نماز من گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و عيان کرد راز من مست است يار و ياد حريفان نمیکند ذکرش به خير ساقی مسکيننواز من يا رب کی آن صبا بوزد کز نسيم آن گردد شمامهی کرمش کارساز من نقشی بر آب میزنم از گريه حاليا تا کی شود قرين حقيقت مجاز من بر خود چو شمع خندهزنان گريه میکنم تا با تو سنگدل چه کند سوز و ساز من زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود هم مستی شبانه و راز و نياز من حافظ ز گريه سوخت بگو حالش ای صبا با شاه دوستپرور دشمنگداز من Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت هان ای پسر که پير شوی پند گوش کن در راه عشق وسوسهی اهرمن…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ز در درآ و شبستان ما منور کن هوای مجلس روحانيان معطر کن به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جان بيا بيا و تماشای طاق و منظر کن ستارهی شب هجران نمیفشاند نور به…
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۳۹۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن صبح است ساقيا قـدحی پرشـراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پيشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام بادهی گلگون خراب کن خورشيد می ز مشرق ساغر طلوع کرد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن گلبرگ را ز سنبل مشکين نقاب کن وانگه نقاب درکش و عالم خراب کن بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را چون شيشههای ديدهی ما پرگلاب کن ايام گل چو عمر به رفتن شتاب…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای روی ماهمنظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر در زلف بیقرار تو پيدا قرار حسن ماهی نتافت همچو تو از برج…