
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن میفکن بر صف رندان نظری بهتر از اين بر در ميکده میکن گذری بهتر از اين در حق من لبت اين لطف که میفرمايد سخت خوب است وليکن قدری بهتر از اين آن که فکرش گره از کار جهان بگشايد گو در اين کار بفرما نظری بهتر از اين ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجهی عاقل هنری بهتر از اين؟ دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم مادر دهر ندارد پسری بهتر از اين من چو گويم که قدح نوش و لب ساقی بوس بشنو از من که نگويد دگری بهتر از اين کلک حافظ شکرين ميوه نباتیست بچين که در اين باغ نبينی ثمری بهتر از اين Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نکتهای دلکش بگويم خال آن مهرو ببين عقل و جان را بستهی زنجير آن گيسو ببين عيب دل کردم که وحشیوضع و هرجایی مباش گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين حلقهی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۱ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن چون شوم خاک رهش دامن بيفشاند ز من ور بگويم دل بگردان رو بگرداند ز من روی رنگين را به هر کس مینمايد همچو گل ور بگويم بازپوشان بازپوشاند ز من چشم خود را گفتم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن بالابلند عشوهگر نقشباز من کوتاه کرد قصه زهد دراز من ديدی دلا که آخر پيری و زهد و علم با من چه کرد ديده معشوقهباز من؟ میترسم از خرابی ايمان که میبرد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن به باد ده سر و دستار عالمی، يعنی کلاهگوشه به آيين سروری بشکن به زلف گوی که آيين دلبری بگذار به…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت هان ای پسر که پير شوی پند گوش کن در راه عشق وسوسهی اهرمن…