
غزل نمره ۰۳۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان زلفت (زلفش) هزار دل به يکی تار مو ببست راه هزار چارهگر از چار سو ببست تا عاشقان به بوی نسيمش دهند جان بگشود نافهای و در آرزو ببست شيدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ابرو نمود و جلوهگری کرد و رو ببست ساقی به چند رنگ می اندر پياله ريخت اين نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست يا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم با نعرههای غلغلش اندر گلو ببست مطرب چه پرده ساخت که در پرده (حلقه) سماع بر اهل وجد و حال در هایوهو ببست (دانا چو دید بازی این چرخ حقهباز هنگامه بازچید و در گفتگو ببست) حافظ هر آن که عشق نورزيد و وصل خواست احرام طوف کعبهی دل بی وضو ببست Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
غزل نمره ۰۲۸ به جان خواجه و حق قديم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست برد ز لوح سينه نيارست نقش مهر تو شست بکن معاملهای وين دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به صد هزار درست زبان مور به…
غزل نمره ۰۲۷ مفعولُ مفاعیلن مفعول مفاعیلن در دير مغان آمد يارم قدحی در دست مست از می و ميخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پيدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به (ز) چه گويم هست از خود خبرم چون نيست وز…
غزل شماره ۰۲۶ زلفآشفته و خویکرده و خندانلب و مست پيرهنچاک و غزلخوان و صراحی در دست نرگسش عربدهجوی و لبش افسوسکنان نيمشب دوش (یار) به بالين من آمد بنشست سر فرا گوش من آورد و به آواز حزين گفت کی عاشق ديرينه من…
غزل شماره ۰۲۵ شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلای سرخوشی ای صوفيان باده (وقت) پرست اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود ببين که جام زجاجي چه طرفهاش بشکست بيار باده که در بارگاه استغنا چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشيار و چه…
غزل شماره ۰۲۴ مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست که به پيمانهکشی شهره شدم روز الست من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چارتکبير زدم يکسره بر هرچه که هست می بده تا دهمت آگهی از سر قضا که به روی که شدم عاشق و از بوی که…