
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن خنک نسيم معنبر شمامهای دلخواه که در هوای تو برخاست بامداد پگاه دليل راه شو ای طاير خجستهلقا که ديده آب شد از شوق خاک آن درگاه به ياد شخص نزارم که غرق خون دل است هلال را ز کنار افق کنيد نگاه منم که بی تو نفس میکشم؟ زهی خجلت مگر تو عفو کنی ور نه چيست عذر گناه؟ ز دوستان تو آموخت در طريقت مهر سپيدهدم که صبا چاک زد شعار سياه به عشق روی تو روزی که از جهان بروم ز تربتم بدمد سرخگل به جای گياه مده به خاطر نازک ملالت از من زود که حافظ تو خود اين لحظه گفت بسم الله Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۴ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن گلبن عيش میدمد ساقی گلعذار کو؟ باد بهار میوزد بادهی خوشگوار کو؟ هر گل نو ز گلرخی ياد همیکند ولی گوش سخنشنو کجا ديدهی اعتبار کو؟ مجلس بزم عيش را غاليهی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن خط عذار يار که بگرفت ماه از او خوش حلقهایست ليک به در نيست راه از او ابروی دوست گوشهی محراب دولت است آنجا بسای چهره و حاجت بخواه از او ای جرعهنوش مجلس…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۲ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مرا چشمیست خونافشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی نگارينگلشنش روی است و…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۱ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن تاب بنفشه میدهد طرهی مشکسای تو پردهی غنچه میدرد خندهی دلگشای تو ای گل خوشنسيم من بلبل خويش را مسوز کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی…
«««««🍷میبهـا»»»»» اینستاگرام آیدا غزل نمره ۴۱۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زينت تاج و نگين از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهد از کلاه خسروی رخسار مهسيمای تو جلوهگاه…