
«««««🍷میبهـا»»»»» اینستاگرام آیدا غزل نمره ۴۱۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زينت تاج و نگين از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهد از کلاه خسروی رخسار مهسيمای تو جلوهگاه طاير اقبال باشد هر کجا سايه اندازد همای چترگردونسای تو از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف نکتهای هرگز نشد فوت از دل دانای تو آب حيوانش ز منقار بلاغت میچکد طوطی خوشلهجه يعنی کلک شکرخای تو گر چه خورشيد فلک چشم و چراغ عالم است روشناییبخش چشم اوست خاک پای تو آنچه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار جرعهای بود از زلال جام جانافزای تو عرض حاجت در حريم حضرتت محتاج نيست راز کس مخفی نماند با فروغ رای تو خسروا پيرانهسر حافظ جوانی میکند بر اميد عفو جانبخش گنهفرسای تو Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای آفتاب آينهدار جمال تو مشک سياه مجمرهگردان خال تو صحن سرای ديده بشستم ولی چه سود کاين گوشه نيست درخور خيل خيال تو اين نقطهی سياه که آمد مدار نور…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو يادم از کشتهی خويش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخفتيدی و خورشيد دميد گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو گر روی پاک و مجرد چو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمریست تا دلم ز اسیران زلف توست غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به جان پير خرابات و حق صحبت او که نيست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است بيار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقهی آن سحاب روشن باد که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن میفکن بر صف رندان نظری بهتر از اين بر در ميکده میکن گذری بهتر از اين در حق من لبت اين لطف که میفرمايد سخت خوب است وليکن قدری بهتر از اين آن که فکرش گره از…