
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان يا رب (آن) اين شمع دل افروز، ز کاشانهی کيست؟ جان ما سوخت، بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانهبرانداز دل و دين من است تا در آغوش که میخسبد و همخانه کيست بادهی لعل لبش، کز لب من دور مباد راح روح که و پيمانده پيمانه کيست؟ دولت صحبت آن شمع سعادتپرتو بازپرسيد خدا را، که به پروانه کيست (میدمد) میدهد هر کسش افسونی و معلوم نشد که دل نازک او، مايل افسانه کيست يا رب آن شاهوش ماهرخ زهرهجبين (مهرفروغ) در يکتای که و گوهر يکدانه کيست؟ گفتم آه از دل ديوانهی حافظ بی تو زير لب خندهزنان گفت که ديوانه کيست؟ Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست؟ ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چيست؟ هر وقت خوش که دست دهد، مغتنم شمار کس را وقوف نيست، که (فرجام) انجام کار چيست پيوند…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان اگر چه عرض هنر پيش يار بیادبیست زبان خموش وليکن دهان پر از عربیست پری نهفته رخ و ديو در کرشمهی حسن بسوخت ديده ز حيرت که اين چه بوالعجبیست در اين چمن گل…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۶۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست در غنچهای هنوز و صدت عندليب هست هرچند دورم از تو که دور از تو کس مباد لیکن امید وصل توأم عنقریب هست گر آمدم به کوی تو چندان…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات مرحبا ای پيک مشتاقان، بده پيغام دوست تا کنم جان از سر رغبت، فدای نام دوست واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم، ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست بيار نفحهای از گيسوی معنبر دوست به جان او که به شکرانه جان برافشانم اگر به سوی من آری پيامی از بر دوست و گر چنان که در آن حضرتت…