
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۲ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل آن ترک (یار) پریچهره که دوش از بر ما رفت آيا چه خطا ديد، که از راه ختا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم (نور) جهانبين کس واقف ما نيست، که از ديده چهها رفت دور از رخ تو (او) دم به دم از گوشهی چشمم سيلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت از پای فتاديم چو آمد غم (شب) هجران در درد بمرديم (بماندیم) چو از دست دوا رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت عمريست که عمرم همه در کار دعا رفت احرام چه بنديم چو آن قبله نه اين جاست در سعی چه کوشيم چو از مروه (کعبه) صفا رفت دی گفت طبيب از سر حسرت چو مرا ديد هيهات که رنج تو ز قانون شفا رفت ای دوست به پرسيدن حافظ قدمی نه زان پيش که گويند که از دار فنا رفت Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزهسرشت که گناه دگران، بر تو نخواهند نوشت من اگر نيکم و گر بد، تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار، که کشت همه کس طالب يارند،…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان کنون که میدمد از بوستان نسيم بهشت من و شراب فرحبخش و يار حورسرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز که خيمه سايهی ابر است و بزمگه لب کشت چمن حکايت (به رمز در)…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ديدی که يار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد و از غم ما هيچ غم نداشت يا رب مگيرش ار چه دل چون کبوترم افکند و کشت و عزت (حرمت) صيد حرم نداشت بر من جفا ز بخت…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۷ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا، خوش نالههای زار داشت گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست گفت ما را جلوهی معشوق در (بر) اين کار…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان جز آستان توام، در جهان پناهی نيست سر مرا بجز اين در، حوالهگاهی نيست عدو چو تيغ کشد (اگر تو تیغ کشی)، من سپر بيندازم که تيغ ما، بجز از نالهای و آهی نيست چرا ز…