
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۳۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن چو آفتا/ب می از مش/رق پيا/له برآيد ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآيد نسيم در سر گل بشکند کلالهی سنبل چو از ميان چمن بوی آن کلاله برآيد حکايت شب هجران نه آن (شکایت) حکايت حالیست که شمهای ز بيانش به صد رساله برآيد ز گردخوانِ نگونِ فلک (امید مدار) طمع نتوان داشت که بیملالت صد غصه يک نواله برآيد به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود خيال باشد (زهی خیال) که اين کار بیحواله برآيد گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان بلا بگردد و کام هزارساله برآيد نسيم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ ز خاک کالبدش صد هزار (ناله) لاله برآيد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۳۲ مفتعلن فاعلات و مفتعلن فع بر سر آ/نم که گر ز /دست برآ/يد دست به کاری زنم که غصه سرآيد خلوت (منظر، منزل) دل نيست جای صحبت (اغیار) اضداد ديو چو بيرون رود فرشته درآيد صحبت حکام، ظلمت شب…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۳۱ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآيد گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآيد گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز گفتا ز (ماهرویان) خوبرويان اين کار کمتر آيد گفتم که بر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۳۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن اگر به بادهی مشکين (کشد دلم) دلم کشد شايد که بوی خير ز زهد ريا نمیآيد جهانيان همه گر منع من کنند از عشق من آن کنم که خداوندگار فرمايد طمع ز فيض کرامت مبر که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۲۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم اينم (نمی) همیستاند و آنم نمیدهد مردم (ز اشتیاق) در اين…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۲۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گر من از باغ تو يک (غنچه) ميوه بچينم چه شود؟ پيش پایی به چراغ تو ببينم چه شود؟ يا رب اندر کنف سايهی آن سرو بلند گر من سوخته يک دم بنشينم چه شود؟ آخر ای خاتم…