
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی کز عکس روی او شب هجران سر آمدی تعبير چیست؟ يار سفرکرده میرسد ای کاش هر چه زودتر از در درآمدی ذکرش به خير ساقی فرخندهفال من کز در مدام با قدح و ساغر آمدی خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی آن عهد ياد باد که از بام و در مرا هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق دريادلی بجوی دليری سرآمدی فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست آب خضر نصيبهی اسکندر آمدی ور ديگری به شيوهی حافظ زدی قلم مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم مظلومی ار شبی به در داور آمدی؟ آن کو تو را به سنگدلی گشت رهنمون ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۷ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای قصهی بهشت ز کويت حکايتی شرح جمال حور ز رويت روايتی انفاس عيسی از لب لعلت لطيفهای و آب خضر ز نوش لبانت کنايتی هر پاره از دل من و از غصه قصهای هر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۶ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن آن غاليهخط گر سوی ما نامه نوشتی گردون ورق هستی ما درننوشتی هر چند که هجران ثمر وصل برآرد دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتی آمرزش نقد است کسی را که در اين…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۵ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن با مدعی مگوييد اسرار عشق و مستی تا بیخبر بميرد در درد خودپرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آيد ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن ای دل مباش يک دم خالی ز عشق و مستی وآنگه برو که رستی از نيستی و هستی گر جان به تن ببينی مشغول کار او شو هر قبلهای که بينی بهتر ز خودپرستی با ضعف و…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۳ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ای که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختی لطف کردی سايهای بر آفتاب انداختی تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت حاليا نيرنگ نقشی خوش بر آب انداختی طاعت من گرچه…