
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۵ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان برنيامد از تمنای لبت کامم هنوز بر اميد جام لعلت دردیآشامم هنوز روز اول رفت دينم در سر زلفين تو تا چه خواهد شد در اين سودا سرانجامم هنوز ساقيا يک جرعه ده زان آب آتشگون که من در ميان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی (موی) زلف تو را مشک ختن میزند هر لحظه تيغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو (را) تا در خلوتم ديد آفتاب میرود (میدود) چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز نام من رفتهست روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان میآيد از نامم هنوز در ازل دادهست ما را ساقی لعل لبت جرعهی جامی که من مدهوش آن جامم هنوز ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام (دل) جان جان به غمهايش (یغمایت) سپردم نيست آرامم هنوز در قلم آورد حافظ قصهی لعل (لبت) لبش آب حيوان میرود هر دم ز اقلامم هنوز Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بيا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش (غریو) و ولوله در جان شيخ و شاب انداز مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی که گفتهاند نکویی کن و در آب انداز ز کوی ميکده…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۲ فعلاتن مفاعلن فعلن حال خونيندلان که گويد باز؟ وز فلک خون خم که جويد باز؟ شرمش از چشم میپرستان باد نرگس مست اگر برويد باز جز فلاطون خمنشين شراب سر حکمت به ما که گويد باز؟ هر که چون…
«««««🎉میبهـا🎉»»»»» غزل نمره ۲۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن درآ که در دل خسته توان درآيد باز بيا که در تن مرده روان درآيد باز بيا که فرقت تو چشم من چنان دربست که فتح باب وصالت مگر گشايد باز غمی که چون سپه زنگ ملک دل…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای سروناز حسن که خوش میروی به ناز عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نياز فرخنده باد طلعت (نازت) خوبت که در ازل ببريدهاند بر قد سروت قبای ناز دل کز طواف…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن منم که ديده به ديدار دوست کردم باز؟ چه شکر گويمت ای کارساز بندهنواز؟ نيازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کيميای مراد است خاک کوی نياز ز مشکلات طريقت عنان (مپیچ)…