
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان دوش با من گفت پنهان کاردانی تيزهوش و از شما پنهان نشايد کرد سر میفروش گفت آسان گير بر خود کارها کز روی طبع سخت (میگیرد) میگردد جهان بر مردمان سختکوش وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش با دل خونين لب خندان بياور همچو جام نی گرت زخمی رسد چون چنگ آیی در خروش تا نگردی آشنا زين پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پيغام سروش گوش کن پند ای پسر و از بهر دنيا غم مخور گفتمت چون در حديثی گر توانی داشت (گوش) هوش در حریم عشق نتوان دم زد از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم بايد بود و گوش بر بساط نکتهدانان خودفروشی شرط نيست يا سخن دانسته گو ای مرد (بخرد) عاقل يا خموش ساقيا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرمبخش عيبپوش Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۴ مفتعلن مفتعلن فاعلن هاتفی از گوشهی ميخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش لطف (عفو) الهی بکند کار خويش مژدهی رحمت برساند سروش لطف خدا بيشتر از جرم ماست نکتهی سربسته چه (گویی) دانی خموش اين…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلير بنوش شد آن که اهل نظر بر کناره میرفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش به صوت (بانگ) چنگ بگوييم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۲ مفاعیلن مفاعیلن فعولن ببرد از من/ قرار و طا/قت و هوش بت سنگيندل سيمينبناگوش نگاری چابکی شنگی (پریوش) کلهدار ظريفی مهوشی ترکی قباپوش ز تاب آتش سودای عشقش به سان ديگ دايم میزنم جوش چو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن يا رب (آن) اين نو/گل خندان/ که سپردی/ به منش میسپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور (دار) باد آفت دور (قمر) فلک از جان و تنش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش به هر شکسته که پيوست تازه شد جانش کجاست همنفسی تا (که شرح غصه دهم) به شرح عرضه دهم که دل چه میکشد از روزگار هجرانش؟ زمانه از ورق…