
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلير بنوش شد آن که اهل نظر بر کناره میرفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش به صوت (بانگ) چنگ بگوييم آن حکايتها که از نهفتن آن ديگ سينه میزد جوش شراب خانگی ترس محتسب خورده به روی يار بنوشيم و بانگ نوشانوش ز کوی ميکده دوشش به دوش میبردند امام شهر (خواجه) که سجاده میکشيد به دوش دلا دلالت خيرت کنم به راه نجات مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش محل نور تجلیست رای انور شاه چو قرب او طلبی در صفای نيت کوش بجز ثنای جلالش مساز ورد ضمير که هست گوش دلش محرم پيام سروش رموز مصلحت ملک خسروان دانند گدای گوشهنشينی تو حافظا مخروش Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن يا رب (آن) اين نو/گل خندان/ که سپردی/ به منش میسپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور (دار) باد آفت دور (قمر) فلک از جان و تنش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش به هر شکسته که پيوست تازه شد جانش کجاست همنفسی تا (که شرح غصه دهم) به شرح عرضه دهم که دل چه میکشد از روزگار هجرانش؟ زمانه از ورق…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل خوشا شيراز و وضع بیمثالش خداوندا نگه دار از زوالش ز رکنآباد ما صد لوحشالله که عمر خضر میبخشد زلالش ميان جعفرآباد و مصلا عبيرآميز میآيد شمالش به شيراز آی و فيض…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش سماط دهر دونپرور ندارد شهد آسايش مذاق حرص و آز ای دل بشوی از تلخ و از شورش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش گل در انديشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نيست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج…