
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قسم به حشـ/مت و جاه و/ جلال شا/ه شجاع که نيست با کسم از بهر مال و جاه نزاع شراب خانگيم بس می مغانه بيار حريف باده رسيد ای رفيق توبه وداع خدای را به میام شستوشوی خرقه کنيد که من نمیشنوم بوی خير از اين اوضاع ببين که رقصکنان میرود به نالهی چنگ کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع به عاشقان نظری کن به شکر اين نعمت که من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع به فيض جرعهی جام تو تشنهايم ولی نمیکنيم دليری نمیدهيم صداع جبين و چهرهی حافظ خدا جدا مکناد ز خاک بارگه کبريای شاه شجاع Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دلم رميده شد و غافلم من درويش که آن شکاری سرگشته را چه آمد پيش چو بيد بر سر ايمان خويش میلرزم که دل به دست کمانابروییست کافرکيش بنازم آن مژهی شوخ عافيتکش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش ليکنش مهر و وفا نيست خدايا بدهش دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش من همان به که از او نيک نگه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن کنار آب و پای بيد و طبع شعر و ياری خوش معاشر دلبری شيرين و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولتی طالع که قدر وقت میدانی گوارا بادت اين عشرت که داری روزگاری خوش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوهی (یاقوت) شيرين شکرخای تو خوش همچو گلبرگ طری (بود) هست وجود تو لطيف همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش شيوه و ناز…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان دوش با من گفت پنهان کاردانی تيزهوش و از شما پنهان نشايد کرد سر میفروش گفت آسان گير بر خود کارها کز روی طبع سخت (میگیرد) میگردد جهان بر مردمان سختکوش وان…