
نور ز خورشید جوی بو که برآید Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمينه پيشکش بندگانش آن بودی بگفتمی که بها چيست خاک پايش را اگر حيات گرانمايه جاودان بودی به بندگی قدش سرو معترف گشتی گرش چو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنين بودی ار چنان بودی بگفتمی که چه ارزد نسيم طرهی دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودی عیان شدی که بها چیست خاک…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۰ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن سحر با باد میگفتم حديث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است بدين راه و روش میرو که با دلدار پيوندی قلم را…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی کز عکس روی او شب هجران سر آمدی تعبير چیست؟ يار سفرکرده میرسد ای کاش هر چه زودتر از در درآمدی ذکرش به خير ساقی فرخندهفال…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سَبت سلمي بصُدغَيها فوادي و روحي کل يوم لي يُنادي نگارا بر من بیدل ببخشای و واصلني علي رغم الاعادي حبيبا در غم سوداي عشقت توکلنا علي رب العبادی امن انکرتني عن عشق…