
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش بيماری چشم تو ببرد از دستم ليکن (گرچه) از لطف لبت صورت جان میبستم عشق من با (لب شیرین) خط مشکين تو امروزی نيست ديرگاهی* است کز اين جام هلالی مستم از ثبات خودم اين نکته خوش آمد که به جور در (بر) سر کوی تو از پای طلب ننشستم صنمی لشکريم غارت دل کرد و برفت آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم عافيت چشم مدار از من ميخانهنشين که دم از خدمت (صحبت) رندان زدهام تا هستم در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رستم بعد از اينم چه غم از تير کجانداز حسود (بعد از اینم چه غم از ناوک آزار حسود) چون (که) به محبوب کمانابروی خود پيوستم بوسه بر درج عقيق تو حلال است مرا که به افسوس و جفا مُهر وفا نشکستم رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🌹میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بشري اذِ السّلامةُ حَلَّت بذي سَلَم لِلهِ حمدُ معترفٍ غاية النِّعم آن خوشخبر کجاست که اين فتح مژده داد؟ تا جان فشانمش چو زر و سيم در قدم از بازگشت شاه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن عاشق روی (نگاری) جوانی خوش نوخاستهام و از خدا (شادی) دولت اين غم به دعا خواستهام عاشق و رند و نظربازم و میگويم فاش تا بدانی که به چندين هنر آراستهام شرمم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مرحبا طاير فرخپی فرخندهپيام خير مقدم چه خبر؟ دوست (یار) کجا؟ راه کدام؟ يا رب اين قافله را لطف ازل (همره) بدرقه باد که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات عشقبازی و جوانی و شراب لعلفام مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام ساقی شکردهان و مطرب شيرينسخن همنشينی نيککردار و نديمی نيکنام شاهدی از لطف و پاکی رشک آب…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ای رخت چون/ خلد و لعلت/ سلسبيل سلسبيلت کرده جان و دل سبيل سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند (حورانند) گرد سلسبيل ناوک چشم تو در هر گوشهای همچو من افتاده دارد صد…