
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به غير از آن که بشد دين و دانش از دستم بيا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم؟ اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد به خاک پای عزيزت که عهد نشکستم چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق که در هوای رخت چون به مهر پيوستم بيار باده که عمریست تا من از سر امن به کنج عافيت از بهر عيش ننشستم اگر ز مردم هشياری ای نصيحتگوی سخن به خاک ميفکن چرا که من مستم چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست که خدمتی به سزا برنيامد از دستم بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت که مرهمش بفرستم چو خاطرش خستم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بازآی ساقيا که هواخواه خدمتم مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم زآنجا که فيض جام سعادتفروغ توست بيرونشدی نمای ز ظلمات حيرتم هر چند غرق بحر گناهم ز صد (شش) جهت…
«««««🌹میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بشري اذِ السّلامةُ حَلَّت بذي سَلَم لِلهِ حمدُ معترفٍ غاية النِّعم آن خوشخبر کجاست که اين فتح مژده داد؟ تا جان فشانمش چو زر و سيم در قدم از بازگشت شاه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن عاشق روی (نگاری) جوانی خوش نوخاستهام و از خدا (شادی) دولت اين غم به دعا خواستهام عاشق و رند و نظربازم و میگويم فاش تا بدانی که به چندين هنر آراستهام شرمم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مرحبا طاير فرخپی فرخندهپيام خير مقدم چه خبر؟ دوست (یار) کجا؟ راه کدام؟ يا رب اين قافله را لطف ازل (همره) بدرقه باد که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات عشقبازی و جوانی و شراب لعلفام مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام ساقی شکردهان و مطرب شيرينسخن همنشينی نيککردار و نديمی نيکنام شاهدی از لطف و پاکی رشک آب…