
اسکار مرد جوانیست که سالها تصور میکرد فرزند یک فرمانده نظامیست. اما یک ایمیل میرسد که حاوی سوالی مهم و دردناک است؛ آیا اسکار یکی از کودکان ربوده شده پس از قتلعام روستای دوس ارس است؟ روستایی که پاک شد، شاهدانش ساکت ماندند تا کودکی از دل خشونت به زندگی دیگری پرتاب شود قسمت اول این سریال دو قسمتی، روایتی است واقعی که پرسش اصلیاش هنوز زنده است؛ چه بر سر یک انسان میآید که میتواند بخاطر اختلاف عقیده با همنوعان بی سلاح خودش چنین وحشیانه رفتار کند روایت، ترجمه و تنظیم : شهاب جعفری یوتیوب جنون ادواری : https://youtube.com/Junoonpodcast درگاه امن حامی باش برای حمایت ارزی- ریالی از پادکست جنون: https://hamibash.com/junoonpodcast راه های ارتباط با ما: اینستگرام جنون: https://www.instagram.com/junoonpodcast ایکس جنون: https://twitter.com/junoonpodcast تلگرام: https://t.me/junoonpodcasts A child vanishes from a remote village in Guatemala. No body, no closure, only silence and unanswered questions. Episode one explores how disappearance becomes routine when fear is normalized and truth is postponed. A true story that begins with absence and forces us to ask who benefits when someone is erased.See omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
اسکات لی کیمبال قرار بود بهعنوان خبرچین افبیآی در مسیر توقف خلافکارهای خطرناک قرار بگیرد؛ اما پشت ظاهر همکاری، رازی پنهان بود که بعدها یکی از عجیبترین پروندههای جنایی آمریکا را رقم زددر قسمت اول این سریال جنایی،…
در قسمت پایانی مجموعهٔ «جادوگر سیاه مکزیک» ، حلقهٔ محاصره تنگتر میشود و مخفیگاه آدولفو دِ خِسوس کنستانزو زیر سایهٔ پلیس قرار میگیرد. او نه عقبنشینی را میپذیرد، نه شکست را؛ همچنان خود را در پناه جادوی سیاهی میبیند…
پس از کشف مزرعهٔ مرگ و معبد مخفی، همهچیز به ویرانی بدل میشود. آدولفو دِ خِسوس کنستانزو و پیروانش تحت تعقیب پلیس مکزیک و ایالات متحده قرار میگیرند. در قسمت ششم از سری «جادوگر سیاه مکزیک»، همراه با جنون این فرقه باشید…
مارک جِیمز کیلروی، دانشجوی پیشپزشکی اهل ایالات متحده، حین تعطیلات بهاری در ماتاموروس ناپدید میشود. آنچه ابتدا شبیه یک آدمربایی ساده به نظر میرسد، به تدریج به یک توطئهٔ شیطانی و وحشتناک بدل میگردد. پلیس رد او را به…
آدولفو در مکزیکوسیتی با زنی آشنا میشود که مسیر فرقه را برای همیشه تغییر میدهد؛ سارا، دختر باهوش و جاهطلبی که خیلی زود عنوان «مادرخواندهٔ مرگ» را بهخود اختصاص میدهد. از این لحظه، عشق، جادو و مرگ در تار و پود هم…