
هیچکس از اول، «چپ» یا «راست» به دنیا نمیاد. آدمها توی یک داستان به دنیا میان— داستانی که خانوادهشون نوشته، شهری که توش بزرگ شدن، ترسی که تجربه کردن، و امیدی که بهش چسبیدن. یکی فقر دیده، یکی بیثباتی، یکی بیعدالتی، یکی هرجومرج. هرکدوم از اینها، جهت قطبنما رو کمی میچرخونه. بعد نوبت به کلمات میرسه— کلماتی که سادهسازی میکنن: چپ. راست. برچسبهایی که برای فهمیدن دنیا ساخته شدن، اما کمکم جای خودِ دنیا رو گرفتن. حقیقت اینه: بیشتر آدمها نه کاملاً اینطرفاند، نه آنطرف. فقط سعی میکنن در جهانی پیچیده، یک روایت قابلتحمل برای خودشون بسازن. اما سیاست، این روایتها رو میگیره، تیز میکنه، دو نیم میکنه، و بعد اسمش رو میذاره «هویت». و از اون لحظه به بعد، دیگه کمتر کسی میپرسه: «چرا اینطوری فکر میکنم؟» بیشتر میپرسه: «چطور ازش دفاع کنم؟» برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com See omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
قدرت، یکشبه ساخته نمیشود. از دل تبعید میآید، از دل بقا، از شبکههایی که در سکوت شکل میگیرند، از دانشی که نسلبهنسل منتقل میشود. آنچه دیده میشود «نفوذ» است، برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در…
تاریخ هیچوقت برنمیگرده؛ فقط لباسش رو عوض میکنه. آدمها عوض میشن، سلاحها پیشرفتهتر میشن، شعارها قشنگتر میشن… اما ترسها همونهان، طمع همونه، و اشتباهات با دقتی عجیب دوباره اجرا میشن. ما فکر میکنیم جلو رفتیم؛…
این بار رفتیم سراغ کشورهای آمریکای جنوبی آمریکای جنوبی دموکراسی را نه با پادشاه، نه با امپراتوری، بلکه با ارتش، بدهی و پوپولیسم جنگید. برزیل و آرژانتین میان صندوق رأی و ژنرالها نوسان کردند؛ شیلی دموکراسی را ساخت، با…
مغزِ ما چطوری تصمیم میگیره؟ تا حالا بهش فکر کردید؟ شبکهای از نیروهای پنهان، هر لحظه احتمالها را میسنجد و مسیر تازهای را میگشاید؛ تصمیم، محصول جنگی خاموش در ژرفای ذهن است. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی…
مغزی که سؤال نمیپرسد، فقط انبارِ باورهای آماده است. تفکر انتقادی یعنی جرأتِ مکث کردن؛ یعنی قبل از بلعیدن هر ایده، آن را زیر نور ببری، بچرخانی، ترکهایش را ببینی، و اگر لازم بود، عاشقش نشوی. اینجا نردبان به سمت پاسخ…