
نویسنده: محمدعلی جمالزادهراوی: رضا عمرانی , فریبا متخصصداستان در مورد پسری است که پس از فوت پدرش برای زندگی به خانه عمه ثروتمند ولی خسیسش میرود، بعد از مدتی دلباخته دختر عمه اش میشود که با مخالفت عمه از خانه رانده شده و بعد از اتفاقاتی سر از دارالمجانین در می آورد...آنطور که جمالزاده در مقدمه کتاب آورده است، توی دکان میرزا محمود کتابفروش نشسته بود که پیرزنی تعدادی کتاب برای فروش می آورد. شوهر پیرزن به اتهام دزدی از دارالمجانین اخراج شده و از ترس بازخواست متواری است. جمالزاده کتابی از پیرزن میخرد. پیرزن به جای سه عباسی طلب جمالزاده، کاغذهای دستنویس لوله کردهای به او میدهد. جمالزاده بعد از مدتی به سراغ کاغذهای دستنویس میرود، شروع به خواندن میکند و رمان دارالمجانین آغاز میشود.بخشی از نثر ابتدای داستان:تولد من در سال وبائی اخیر بوده که از قرار معلوم ثلث جمعیت ایران را برده مادرم در همان موقع زایمان وبا گرفته، آمدن من همان بود و رفتن او همان همه گفتند قدم بچه نحس بود و حالا که خودمانیم چندان بی حق هم نبودند.خوشبختانه پدر مهربانی داشتم که از مستوفیان بنام بود و چون دستش بدهنش می رسید هرطور بود مرا بزرگ کرد و در آموزش و پرورشم کوتاهی ننمود و چون می ترسید که اگر مرا به مدرسه بگذارد با معاشرت اطفال بی پدر و مادر اخلاقم خراب شود دو معلم سرخانه برایم آورد. یکی صبح می آمد برای عربی و فارسی و دیگری بعدازظهر برای فرانسه و علوم جدید.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
نویسنده: باربارا کارتلندراوی: میکائیل شهرستانی , مهرخ افضلیگلادسون مِلبورن، به هنگام مرگ، فقط خانه ای کوچک برای فرزندانش «آنا» و «چارلز» باقی گذاشت. آنها برای کسب درآمد آنجا را به نمایشگاه فروش آثار هنری تبدیل کردند؛…
نویسنده: تنسی ویلیامزکارگردان: حمید سمندریانبازیگرانافسانه ماهیان , آشا محرابی , حامد صابری بهداد , محمد داودی
نویسنده: سوفوکلبازیگرانثریا قاسمی , مهین نثری , صدرالدین شجره , باقر كریم پور , اسماعیل بختیاری , عباس توفیقی , مینا شجاع , كرامت رودساز , هرمز سیرتی , علی زرینی , صمد پل سنگی , مهدی نمینی مقدم , میكائیل شهرستانی
نویسنده: جورج اورولراوی: سعید مظفریهمیشه خواندن و شنیدن خاطرهها و تجربهی زیستهی آدمهای بزرگ برای ما الهامبخش است و میتوانیم با لحظههای خوب و تلخ زندگی آنها همذاتپنداری کنیم. نقطهی اوج هر داستان دقیقاً جایی است…
نویسنده: میوریل اسپارکراوی: نگین صدق گویا , شیرین بینابهار زندگی هر آدمی باشتاب میگذرد، اما اینکه چگونه این بهار را سپری میکنیم، در زندگیمان بسیار تاثیرگذار خواهد بود....خانم جین برودی بهار زندگیاش را در مدرسهی…