
نویسنده: گراهام گرینراوی: حمیدرضا آذرنگداستان درباره یک مثلث عاشقانه بین یک آمریکایی آرام، یک انگلیسی طغیانگر و زنی ویتنامی است؛ قصهای به موازات جنگ و به گلوله بستن مردم ویتنام به بهانه دموکراسی!آمریکایی آرام (The Quiet American) رمانی از گراهام گرین (۱۹۰۴-۱۹۹۲)، نویسنده انگلیسی است که در ۱۹۵۵ انتشار یافت. نویسنده درپی اقامت خود در مالزی و هند و چین، از مشاهدات خود به عنوان یک خبرنگار جنگی استفاده میکند و ضد آمریکایی بودن خویش را در قالب اثری طنزآمیز ابراز میدارد.وی با طنزی مؤدبانه و سهولت بیانی درخشان، طرز فکر آمریکایی را به محاکمه میکشاند. یک روزنامهنویس انگلیسی به نام فاولر که نقش نظارهگر آسانطلب و بی غم را ایفا میکند؛ فوئنگ، معشوقه زیبای ویتنامی وی که نه زیاده اهل معنی است و نه زیاده شهوی؛ آلدن پایل، جوان آمریکایی اهل بوستون که او را به میدان جنگ کشانیدهاند و رستگاری جهان را به پذیرش نهادهای شگفت دموکراسی آمریکایی وابسته میداند، چهرههای اصلی این رمان اند.هنری گراهام گرین رماننویس، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسندهٔ پرکار داستانهای کوتاه انگلیسی بود.او در طول عمر طولانیش در بیشتر معرکههای سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستانهایش عمدتاً در متن همین وقایع قرن بیستم میگذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را نشان میدهد.گرایش رمانتیک او به کمونیسم در همهٔ احوالاتش آشکار بود؛ با اینکه دشمنی با امپریالیسم که نمونه آشکارش در کتاب آمریکایی آرام دیده میشود در جای جای وجودش موج میزد:«... حاضرم هر کاری بکنم تا چوب نازکم را لای چرخ سیاست خارجی آمریکا بگذارم…».بسیاری معتقدند او تا پایان عمر برای «ام آی ۶» کار میکرد.*کتاب:The Quiet American/ ۱۹۹۵فیلم:The Quiet American/۲۰۰۲در ایران کتاب آمریکایی آرام، نوشته گراهام گرین، با دو ترجمه از عزتالله فولادوند و عبدالله آزادیان، را انتشارات خوارزمی و شرق منتشر کردهاند.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
نویسنده: جان. پ استرلکیراوی: میلاد عندلیبی«جان» مدیر تبلیغاتی پرجنبوجوشی است. او روزی در میانهی یکی از سفرهایش در یک کافه کنار جاده، برای استراحت توقف میکند، اما این یک کافهی معمولی نیست... . جان، درحال رفتن به سفر…
نویسنده: گونتر گراسراوی: محسن بهرامیدر سال ۱۹۹۹، گراس برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد. آکادمی نوبل، هنگام اعلام نام او، داستانهایش را تصویرگر چهرهی فراموش شدهی تاریخ خواند.در ژانویهی ۱۹۴۵، یک کشتی کروز آلمانی با نام…
نویسنده: فرزام شیرزادیراوی: آرمان ضیائی مهربرای هر دوی ما، توی کُشتی، «پیچپیچک» شگرد اول و اصلی بود. پیچپیچک شگرد بیبروبرگرد او بود و من هم به تقلید موبهمو از او، با زحمت و جان کندن این فن را شگردم کردم. آنقدر…
نویسنده: آلبر کاموراوی: سید مهرداد ضیاییژان باتیست کلمانس که وکیل بوده و اینک خود را «قاضی توبهکار» میخواند. او داستان زندگیاش را برای غریبهای اعتراف میکند.ژان تعریف میکند که وکیلی ترازاول در پاریس بوده و زندگی…
نویسنده: اسماعیل کادارهراوی: بهرام ابراهیمی«آوریل ناتمام» قصهی قانون است؛ قوانین و آداب و رسومِ غلط و پیامدهایش.