
جمهوریهای سابق شوروی دموکراسی را نه با انقلاب، نه با اجماع، بلکه با ورزش پیچیدهٔ تاریخ، قدرت و هویت ملی تجربه کردند. استونی، لتونی و لیتوانی دموکراسی را از غرب قرض گرفتند و آن را محکم نگه داشتند. گرجستان و ارمنستان دموکراسی را بعد از جنگ و کودتا به سختی نفس کشیدند. اوکراین دموکراسی را در میدانها و انقلابها آموخت، اما هنوز با سایهٔ روسیه دستوپنجه نرم میکند. مولداوی میخواست غربی شود، اما هنوز میان شرق و غرب معلق است. بلاروس رأی داد، اما آزادی هرگز نگرفت. آذربایجان و ترکمنستان دموکراسی را فقط در کتابها داشتند؛ و قدرت همیشه در دست یک نفر بود. قزاقستان و ازبکستان میان مدرن شدن و کنترل مطلق دستوپا میزدند. تاجیکستان دموکراسی را با جنگ داخلی و قبیلهگرایی معامله کرد. قرقیزستان نوسانات را تجربه کرد، با کودتا، انقلاب و دوباره کودتا. درس مشترک؟ در این منطقه، دموکراسی نه محصول «خواست مردم» است، نه «هدیه غرب»؛ دموکراسی محصول ترکیب پیچیدهای از حافظه تاریخی، فشار خارجی، ثروت طبیعی، و مهارتِ سیاستمدار است—که هر کشور به شکل متفاوتی آن را مدیریت کرده است برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
در شرق آسیا با کشورهایی روبهرو شدیم که تقریبا همگی تحت تأثیر قدرت و دیکتاتوری چین قرار گرفتن. شرق و جنوبشرق آسیا دموکراسی را یا بعد از شکست کامل آموخت، یا با رشد اقتصادی مهار کرد، یا اصلاً اجازه نداد متولد شود. ژاپن…
در آمریکای شمالی و مرکزی چند کشور هستن که فرسنگها با هم تفاوت دارند. کانادا دموکراسی را بیسروصدا ساخت؛ نه قهرمان دارد، نه سقوط— قدرت را آنقدر boring کرد که خطرناک نشود. ایالات متحده دموکراسی را زود ساخت، اما خیال کرد…
لیبرالیسم از دل قرنهای اقتدار مذهبی و سلطنتی بیرون آمد تا بگوید: «فرد مهم است.» حاکمیت قانون، آزادی بیان، مالکیت خصوصی، قرارداد اجتماعی. قول داد قدرت را محدود کند و میدان را برای انتخاب باز بگذارد. اما همیشه یک سؤال…
اینا فکر میکنن دارن «محتوا» تولید میکنن؛ در حالی که محتوا داره اونا رو تولید میکنه. لبخندهاشون اجارهایه، خشمهاشون سفارشی، سکوتهاشون هم اسپانسر داره. دستها بالا نیست برای آزادی؛ نخها وصله به جایی که الگوریتم نفس…
موفقیت یک ملت نه از شانس میآید، نه از شعار. از جایی شروع میشود که حقیقت را فدای تعصب نمیکند، قانون را بالاتر از فرد میگذارد، و آموزش را سرمایه میبیند نه هزینه.ملتی جلو میافتد که:آزادی فکر را تهدید نمیداند، بلکه…