
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۸ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهی گفت بازآی که ديرينهی اين درگاهی همچو جم جرعهی ما کش که ز سر دو جهان پرتو جام جهانبين دهدت آگاهی بر در ميکده رندان قلندر باشند که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پای دست قدرت نگر و منصب صاحبجاهی سر ما و در ميخانه که طرف بامش به فلک بر شد و ديوار بدين کوتاهی قطع اين مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل کمترين ملک تو از ماه بود تا ماهی حافظ خام طمع شرمی از اين قصه بدار عملت چيست که مزدش دو جهان برين میخواهی؟ تو دم فقر ندانی زدن از دست مده مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ویدیویی که در برنامهی این نمره دربارهش صحبت کردیم بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی میخواند دوش درس مقامات معنوی يعني بيا که آتش موسی نمود گل تا از درخت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ساقيا سايهی ابر است و بهار و لب جوی من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی گوش بگشای که بلبل به فغان میگويد خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی بوی يکرنگی از اين…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۴ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی به خدایی که تویی بندهی بگزيده او که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی گر امانت به سلامت ببرم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سحرگه رهروی در سرزمينی همی گفت اين معما با قرينی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شيشه بماند اربعينی خدا زان خرقه بيزار است صد بار که صد بت باشدش در آستينی گر…
سلام این هفته کمی کارهای شخصی دارم که زمان نیاز داره و لاجرم صدای سخن عشق منتشر نمیشه دوستتون دارم مراقب خودتون باشید 🍷☀️ Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations