
ترنّم : راستی تو که اینقدر درباره حضرت بهاءالله کنجکاوی، می دونستی امسال در سراسر عالم دارن دویستمین سالگرد تولّد ایشون رو جشن می گیرن؟ ماندانا : راست می گی؟ درسراسر دنیا، یعنی چطوری؟ ترنّم: بهائیان سراسر دنیا از هند گرفته تا برزیل و از گینه نو گرفته تا آمریکا و از چین گرفته تا روسیه و کشورهای اروپائی، همه و همه دارن به این مناسبت جشن می گیرن ، نمی دونی، هر روز یه خبر جالبی در این باره می رسه
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
ماندانا : این رضا که گفتین این کارو قبول کرد؟ نبیل: بله و یک روز که شنید حضرت بهاءالله به حمام رفته اند، البته حمام عمومی آن روزها، بدون این که کسی که همراه حضرت بهاءالله بود متوجه شود با اسلحه ای که زیر لباسش پنهان…
ماندانا : تا دو سال بعد از مراجعت حضرت بهاءالله از کردستان کسی نمی دانست که حضرت بهاءالله چه مقام بزرگی دارن و همون ظهوری هستن که حضرت باب بهشون بشارت دادن، درسته؟ نبیل: بله، اما یارانی که از بینش روحانی عمیق تری بهره…
نبیل: بله، در این دو سال اصحاب و پیروان حضرت باب دچار تباهی و تفرقه و پراکندگی ونومیدی شده و در حالت بدی به سر می بردند و اثری هم از حضرت بهاءالله ظاهر نبود. در این میان حادثه ای رخ داد که باعث شد محلّ هجرت آن حضرت…
نبیل: حضرت بهاءلله به کوههای سلیمانیه در کردستان عراق هجرت کرده و نام درویش محمّد را برای خود انتخاب کردند. این هجرت یک سال پس از ورود به بغداد صورت گرفت و دو سال طول کشید ماندانا: یعنی خونواده شون هم همراهشون نبودن؟
نبیل: وقتی حاجی علی وارد زندان شد و حضرت بهاء الله را در آن حال دید به گریه افتاد و فریاد زد :«خدا لعنت کند میرزا آقا خان را. هرگز فکر نمی کردم که دست به چنین ظلمی بزند و فرد بی گناهی را تا این حد آزار بدهد! » بعد عبای…