
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۱۰ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن پيرانهسرم عشق جوانی به سر افتاد وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد از راه نظر مرغ دلم گشت هواگير ای ديده نگه کن که به دام که درافتاد دردا که از آن آهوی مشکين سيهچشم چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر نافه که در دست نسيم سحر افتاد مژگان تو تا تيغ جهانگير برآورد بس کشتهی دلزنده که بر يکدگر افتاد بس تجربه کرديم در اين دير مکافات با دردکشان هر که درافتاد برافتاد گر جان بدهد سنگِ سيه، لعل نگردد با طينت اصلی چه کند بدگهر افتاد حافظ که سر زلف بتان دستکشش بود بس طرفه حريفیست کش اکنون به سر افتاد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصهی ميدان تو باد زلف خاتون ظفر شيفتهی پرچم توست ديده فتح ابد عاشق جولان تو باد ای که انشا عُطارِد صفت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۷ مفعول و مفاعلن فعولن حسن تو هميشه در فزون باد رويت همه ساله لالهگون باد واندر سر ما خيال عشقت هر روز که باد (هست) در فزون باد هر سرو که در چمن درآيد در خدمت قامتت نگون باد چشمی که نه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد جمال (کمال) صورت و معنی ز امن (یمن) صحت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه انديشهی اين کار فراموشش باد آن که يک جرعه می از دست تواند دادن دست با شاهد مقصود در آغوشش باد پير ما گفت خطا بر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل جمالت آفتاب هر نظر باد ز خوبی روی خوبت خوبتر باد همای زلف شاهين شهپرت را دل شاهان عالم زير پر باد کسی کو بسته زلفت نباشد چو زلفت درهم و زير و زبر باد دلی کو عاشق…