
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۸۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان گر میفُ - روشُ حاجه- ترندان رَ- واکند گر میفروش حاجت رندان روا کند ايزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده تا گدا غيرت نياورد که جهان پربلا کند حقا (که در زمان) کز اين غمان برسد مژده امان گر سالکی به عهد امانت وفا کند گر رنج پيش (پیشت) آيد و گر راحت ای حکيم نسبت مکن به غير که اينها خدا کند در کارخانهای که ره (علم و عقل) عقل و فضل نيست فهم (وهم) ضعيفرای فضولی چرا کند مطرب بساز (عود) پرده که کس بیاجل نمرد وان کو نه اين ترانه سرايد خطا کند ما را که درد عشق و بلای خمار کشت يا وصل دوست يا می صافی دوا کند جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت عيسیدمی کجاست که احيای ما کند Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۸۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راهنشين بادهی مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشيد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۸۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند بيخود از شعشعهی پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارکسحری بود و چه فرخندهشبی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۸۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن حسبحالی ننوشتی و شد ايامی چند محرمی کو که فرستم به تو پيغامی چند؟ ما بدان مقصد (اعلا) عالی نتوانيم رسيد هم مگر پيش نهد لطف شما گامی چند چون می از خم به سبو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند که به بالای چمان از بن و بيخم برکند حاجت مطرب و می نيست تو برقع بگشا که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند هيچ رویی نشود آينهی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۸۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای پستهی تو خنده زده بر حديث قند مشتاقم (بیمارم) از برای خدا يک شکر بخند طوبی ز قامت تو نيارد که دم زند زين قصه بگذرم که سخن میشود بلند خواهی که…