
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۰۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود گر تو بيداد کنی شرط مروت نبود ما جفا از تو نديديم و تو (هرگز نکنی) خود نپسندی آن چه در مذهب ارباب (پیران، اصحاب) طريقت نبود خيره آن ديده که آبش نبرد گريهی عشق تيره آن دل که در او شمع محبت نبود دولت از مرغ همايون طلب و سايهی او زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود گر مدد خواستم از پير مغان عيب مکن (گر من از میکده همت طلبم عیب مکن) شيخ ما گفت که در صومعه همت نبود چون طهارت نبود کعبه و بتخانه يکیست نبود خير در آن خانه که عصمت نبود حافظا علم و ادب ورز که در مجلس (خاص) شاه هر که را نيست ادب لايق صحبت نبود Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۰۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان پيش از اينت بيش از اين (غمخواری) انديشهی عشاق بود مهرورزی تو با ما شهرهی آفاق بود ياد باد آن صحبت شبها که با (زلف توأم) نوشينلبان بحث سر عشق و ذکر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۰۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تا ز ميخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پير مغان خواهد بود حلقهی پير (مغانم ز ازل) مغان از ازلم در گوش است بر همانيم که بوديم و همان خواهد بود بر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۰۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ياد باد آن که نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهرهی ما پيدا بود ياد باد آن که چو چشمت به عتابم میکشت معجز عيسويت در لب شکرخا بود ياد باد آن که صبوحیزده…
«««««🍷میبها»»»»» غزل نمره ۲۰۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سالها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق ميکده از درس و دعای ما بود دل چو پرگار به هر سو دورانی میکرد و اندر آن دايره سرگشتهی پابرجا بود مطرب از درد محبت عملی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۰۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بود آيا (باشد ای دل) که در ميکدهها بگشايند گره از کار فروبستهی ما بگشايند اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشايند به صفای دل رندان…