
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۲۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم همچنان چشم (امید) گشاد از کرمش میدارم به (بر) طرب حمل مکن سرخی رويم که چو جام خون دل عکس برون میدهد از رخسارم پردهی مطربم از دست (به در) برون خواهد برد آه اگر زان (آه از آن دم) که در اين پرده نباشد بارم پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب تا در اين (خانه) پرده جز انديشهی او نگذارم منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن از نی کلک همه قند و شکر میبارم ديدهی بخت به افسانهی او شد در خواب کو نسيمی ز عنايت که کند بيدارم؟ چون تو را در گذر ای* (باد) يار نمیيارم ديد با که گويم که بگويد سخنی با يارم؟ (به صد امید نهادیم در این بادیه پای ای دلیل دل گمگشته فرومگذارم) دوش میگفت که حافظ همه روی است و ريا بجز از خاک درش با که (بگو در کارم) بود بازارم؟ Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۲۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن* ۴بار خيال (روی) نقـ/ش تو در (بر) کا/رگاه ديـ/ده کشيدم به صورت تو نگاری نه ديدم و نه شنيدم اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم به گرد سرو خرامان قامتت نرسيدم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۲۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان هر چند/ پير و خسته/دل و ناتـ/وان شدم هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدای بر منتهای همت خود کامران شدم در شاهراه دولت سرمد…
در حال حاضر پادکستهای رواق تنها با استفاده از فیلترشکن قابل پخشاند. «««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۲۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ديشب به سيل اشک ره خواب میزدم نقشی (مثال روی) به ياد خط تو بر آب میزدم ابروی يار…
انتشار اپیزودها منوط شده به اتصال من به اینترنت برای همهمون آرزوی سلامت میکنم غزل نمره ۳۱۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سالها پيروی مذهب رندان کردم تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مرا میبينی و (در دم) هر دم زيادت میکنی دردم تو را میبينم و ميلم زيادت میشود هر دم به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری به درمانم نمیکوشی نمیدانی…