
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۳۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چرا نه در پی عزم ديار خود باشم؟ چرا نه خاک سر کوی يار خود باشم؟ غم غريبي و غربت چو بر نمیتابم به شهر خود روم و شهريار خود باشم ز محرمان سراپردهی وصال شوم ز بندگان خداوندگار خود باشم چو کار عمر نه پيداست باری آن اولی که روز واقعه پيش نگار خود باشم ز دست بخت گرانخواب و کار بیسامان گرم بود گلهای رازدار خود باشم هميشه پيشهی من عاشقی و رندی بود دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم مگر که لطف ازل رهنمون شود حافظ وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» ویدیوی اجرای استاد شجریان در جشن خانهی سینما غزل نمره ۳۳۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن در خرابات مغان گر گذر افتد بازم حاصل خرقه و سجاده روان دربازم حلقهی توبه گر امروز چو زهاد زنم خازن ميکده فردا…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۳۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن گر دست رسد در سر زلفين تو بازم چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم زلف تو مرا عمر عزیز است ولی نيست در دست سر مویی از آن عمر درازم پروانهی راحت بده ای…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۳۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نماز شام غريبان چو گريه آغازم به مويههای غريبانه قصه پردازم به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم من از ديار حبيبم نه از بلاد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۳۲ مفاعیل مفاعیل فعولن بزن بر دل ز نوک غمزه تيرم که پيش چشم بيمارت بميرم نصاب حسن در حد کمال است زکاتم ده که مسکين و فقيرم چو طفلان تا به کی زاهد فريبی به سيب بوستان و شهد و شيرم چنان پر شد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۳۱ مفاعیلن مفاعیلن فعولن به تيغم گر کشد دستش نگيرم وگر تيرم زند منت پذيرم کمانابروی ما را گو بزن تیر که پيش دست و بازویتش* بميرم غم گيتی گر از پايم درآرد بجز ساغر که باشد دستگيرم؟ برآی ای…