
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم آه کز طعنهی بدخواه نديدم رويت نيست چون آينهام روی ز آهن چه کنم برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگير کارفرمای قدر میکند اين من چه کنم برق غيرت چو چنين میجهد از مکمن غيب تو بفرما که من سوختهخرمن چه کنم شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت دستگير ار نشود لطف تهمتن چه کنم مددی گر به چراغی نکند آتش طور چارهی تيرهشب وادی ايمن چه کنم حافظا خلد برين خانهی موروث من است اندر اين منزل ويرانه نشيمن چه کنم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان چل سال رفت و بیش که من لاف میزنم کز چاکران پير مغان کمترين منم هرگز به يمن عاطفت پير میفروش ساغر تهی نشد ز می صاف روشنم از جاه عشق و دولت رندان پاکباز…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن حجاب چهرهی جان میشود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم چنين قفس نه سزای چو من خوشالحانیست روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم عيان نشد که چرا آمدم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گر من از سرزنش مدعيان انديشم شيوهی مستی و رندی نرود از پيشم زهد رندان نوآموخته راهی به دهیست من که بدنام جهانم چه صلاح انديشم شاه شوريدهسران خوان من…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گرچه از آتش دل چون خم می در جوشم مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم قصد جان است طمع در لب جانان کردن تو مرا بين که در اين کار به جان میکوشم من کی آزاد شوم از…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۳۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن خيال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم دل از پی نظر آيد به سوی روزن چشم سزای تکيهگهت منظری نمیبينم منم ز عالم و اين گوشهی معين چشم بيا که لعل و گهر در نثار مقدم…