
همین حالا، آرزو داشتم که جهان مشتش را باز کند و ببینم یک غافلگیری ِشاد ِنامنتظره کف دست دارد. به همین قصد برای دوستانم، اپیزود بیست و هشتم را در روز و ساعت و وقتی که منتظرش نیستند تقدیم میکنم، شاید برای کسی از شما یک غافلگیری ِشاد ِنامنتظره بود. شنیدن این اپیزود کوتاه را به تمام کسانی که آرزوهای بلندی دارند، توصیه میکنم. موسیقی استفاده شده در این اپیزود به هنرمندی گروه پالت است. توضیحات تکمیلی را در وب سایت انسانک میتوانید ببینید و بخوانید: https://ensanak.com و همچنان گروه تلگرام انسانک برای شنیدن موسیقی اپیزودها در دسترس است: t.me/ensanak
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
زمین، هستهای گداخته دارد که هیچ کس را راه به آن نیست اما تمام زندگی پوسته، بر حول آن تنور درونی میگذرد. هریک از ما یا لااقل برخی از ما، هسته گداختهای در درون داریم. اپیزود بیست و ششم، آن تنور درونی من است. به همه…
داستان انسانک به اولین یلدا رسید. نُه ماه از همصحبتیمان در انسانک گذشت. نه ماه یعنی آنقدر که مادری اگر باری داشت، اکنون وقت بار زمین گذاشتن رسیده بود. در این اپیزود هم باری زمین گذاشته شده و برای نخستین بار از «چه…
اپیزود بیست و پنجم، ضلع سوم از سهگانه صحبت پیرامون ِپیرامون است. از خوشاقبالی در این نوبت فرصتی پدید آمد تا حکایتی از گلستان سعدی را با هم بخوانیم و تأمل کنیم. مباحث بیانشده مرتبط با حکمت ِاخلاق است و مانند اپیزودهای…
اپیزود بیست و چهارم دنباله صحبت اپیزود قبل، پیرامون ِ«پیرامون» است. از قطار زندگی صحبت آغاز شد و مثالهایی از اثر پیرامون در معنا طرح شد و در مسیر صحبت به مصرع معروف «بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست» رسیدیم و در راز و…
انسانهای فکور و عمیقنگر، در همین دنیا زندگی کردند. در میان همین کوچهها و خیابانها و خانهها؛ با تماشای همین کوه، درخت، پرنده و آدمها. چطور میشود که کسی در همین صحنه به تفکر عمیق میرسد و اما برخی دیگر عمرشان در…