
ژاک لاکان، روانکاو فرانسوی، نظریههای پیچیدهای درباره عشق و طبیعت انسانی ارائه داد که ریشه در روانکاوی فرویدی دارد اما با تأکید بر زبان، ناخودآگاه و ساختارهای نمادین توسعه یافته است. او عشق را نه به عنوان چیزی رمانتیک و ایدئال، بلکه به عنوان پدیدهای مرتبط با کمبود (lack)، میل و فانتزی میدید. در ادامه، به طور خلاصه به نظرات کلیدی او میپردازم:• عشق به عنوان پذیرش کمبود: لاکان معتقد بود که عشق واقعی زمانی ممکن است که فرد کمبود ذاتی خود را بپذیرد. عشق، تلاش برای پر کردن این کمبود از طریق دیگری است، اما همیشه ناکامل باقی میماند، زیرا عشق اساساً فریبنده و مبتنی بر تصورات است.• عشق نارسیستیک و تمایل به تمایل شدن: در آثار اولیهاش، عشق را به عنوان یک ساختار نارسیستیک توصیف کرد: فرد عاشق میشود تا خودش را از طریق تمایل دیگری ببیند. به عبارت دیگر، "میل، میل دیگری است" (desire is the desire of the Other)، و عشق اغلب به معنای تمایل به اینکه دیگری ما را تمایل کند.• عدم وجود رابطه جنسی خالص: یکی از جملات مشهور لاکان این است که "هیچ رابطه جنسیای وجود ندارد" (il n'y a pas de rapport sexuel)، به معنای اینکه روابط انسانی همیشه تحت تأثیر نمادین (زبان و فرهنگ) هستند و نمیتوانند مستقیماً به جنسیت خالص برسند. عشق و روابط جنسی همیشه با فانتزی و محدودیتهای نمادین آمیختهاند.• عشق در حوزه خیالی (Imaginary): عشق اغلب در سطح خیالی (Imaginary) رخ میدهد، جایی که فرد دیگری را ایدئالسازی میکند، اما واقعیت (Real) آن را ناممکن میسازد. او از سمپوزیوم پلاتو برای بحث درباره میل اروتیک استفاده کرد و عشق را به عنوان یک استعاره برای محدودیتهای انسانی توصیف نمود.• تمایز عشق و میل: لاکان عشق را از میل جدا میکرد؛ میل همیشه به کمبود اشاره دارد، در حالی که عشق میتواند نوعی فریب یا پوشش برای آن باشد. عشق متقابل است، اما همیشه در چارچوب استعارهها و نمادها قرار میگیرد.• انسان به عنوان سوژه تقسیمشده: لاکان انسان را به عنوان یک "سوژه barred" (نماد $، سوژه تقسیمشده) میدید که همیشه ناقص و تقسیمشده بین ناخودآگاه و آگاه است. طبیعت انسانی بر پایه کمبود بنا شده و فرد همیشه در جستجوی کامل شدن از طریق دیگری بزرگ (Big Other) – مانند زبان، فرهنگ یا خدا – است، اما این جستجو بیپایان و ناکام است.• میل تحت تأثیر ناخودآگاه: میل انسانی نه از نیازهای زیستی، بلکه از ساختار ناخودآگاه ناشی میشود که مانند زبان سازمانیافته است. انسانها همیشه میل به چیزی دارند که ندارند (objet petit a، شیء کوچک a)، که نماد کمبود است.• تفاوت جنسی به عنوان Real: لاکان تفاوت جنسی (sexuation) را بخشی از Real میدانست – چیزی که فراتر از نمادین است و نمیتوان آن را کاملاً توصیف کرد. این تفاوت باعث میشود روابط انسانی همیشه نامتعادل و پر از تنش باشند.• اخلاق و محدودیتهای انسانی: در اخلاق روانکاوی، انسان باید میل خود را دنبال کند بدون تسلیم شدن به فانتزیهای اجتماعی، اما این منجر به مواجهه با محدودیتهای وجودی میشود.نظریههای لاکان اغلب پیچیده و تفسیرپذیر هستند و در سمینارهای او (مانند سمینار XX: Encore و سمینار VIII: Transference) توسعه یافتهاند. اگر جزئیات بیشتری از یک سمینار خاص بخواهید، میتوانم بیشتر توضیح دهم! برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
در این اپیزود با مروری بر آثار زیگموند فروید سعی کردیم به این سوالات پاسخ بدیم:۱. عشق چیست و چگونه از انرژی لیبیدو ناشی میشود؟۲. روابط جنسی در مراحل رشد روانجنسی کودک (مانند مرحله دهانی، مقعدی و فالیک) چگونه شکل…
در این اپیزود سعی میکنیم با منابع معتبر به این سوالات پاسخ بدیم:تفاوت تمایل جنسی و عشق در زن و مرد رو در سنین مختلف و تغییراتش؟نگرش زنان از حد فاصل بیست سالگی تا پنجاه سالگی به مردان جذاب چه تغییراتی میکنه؟ مردان چی؟آیا…
بریم سراغ منابعی که نگاههای اسطورهای و اساطیری به عشق در فرهنگهای مختلف (یونان، هند، ایران، میانرودان، مصر، چین، بومیان...) داشته باشن و عشق رو نه فقط بهعنوان احساس انسانی، بلکه بهعنوان نیروی کیهانی، الهی یا…
این اپیزود واقعا شنیندن دارهچون بر اساس چهار مقاله خیلی جذاب ساخته شدهمقالات و پژوهشهای نوین با نمونههای عظیمEvidence from a Cross-Cultural Study across 90 Countriesپژوهشی تازه (دسامبر 2024) روی 86,310 نفر از 90 کشور…
۱. تعریف عشق و اجزای آن برای درک چگونگی عاشق کردن کسی، ابتدا باید اجزای تشکیلدهنده عشق را از دیدگاه روانشناسی درک کرد. مدل سهگانه عشق استرنبرگ، عشق تمامعیار را ترکیبی از سه مؤلفه اصلی میداند که در رئوس یک مثلث قرار…