
شب، آرومآروم روی کوچههای سنگفرششده تبریز نشسته بود. چراغ های نفتی توی خونهها سوسو میزدن و توی یه خونه گرم و ساده، نوزادی داشت اولین گریه هاشو سر میداد. نوزادی که اسمش محمدحسین بود، اما بعدها دنیای شعر اون رو با یه اسم دیگه شناخت؛ شهریار… . لینک مشاهده نسخه ویدئویی این اپیزود مشاهده پارت دوم همین اپیزود یوتیوب راوکده: حالا هر هفته 2 ویدئوکست جدید! همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار میدهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکستهای جدید را شنبه و چهارشنبه هر هفته منتشر میکنیم. youtube.com/@Ravkadeh اسپانسرهای این قسمت: - صرافی ارز دیجیتال پول نو | وبسایت پول نو | (شرکت در نظرسنجی) - خدمات آنلاین بیمه با اسنپ (اسنپ بیمه) | وبسایت اسنپ بیمه پشتیبانی و حمایت مالی: - حمایت مالی ریالی، ارزی با مبلغ دلخواه | لینک حمایت منابع این قسمت: - کتاب از شهریار تا شهریار - کتاب زندگی شهریار - کتاب حیدربابایه سلام - کتاب زندگانی ادب و اجتماعی استاد شهریار - سریال تلویزیونی شهریار - مستند زندگی استاد شهریار آثار موسیقی این قسمت: - آلبوم به خاطر سنگ فروشی که مرا به تو می رساند | استاد فردین خلعتبری - آلبوم افکار | استاد کارن همایونفر - حیدربابا | استاد ودود موذن زاده - علی ای همای رحمت | محمد اصفهانی رزرو خدمات اسپانسری و همکاری 🤝🏻 ایده پرداز و راوی: - محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید پادکست راوکده در شبکه های اجتماعی: یوتیوب ⦁ تلگرام ⦁ اینستاگرام ⦁ لینکدین ⦁ توییتر 🌐 وب سایت رسمی: [ ravkadeh.ir ] حمایت شما نه فقط یک کمک مالی، که نشانهای از اهمیت شما به محتوای راوکده است. با حامی بودن ، شما به ما کمک میکنید که مسیر تولید محتوای باکیفیت و مستقل را همچنان ادامه دهیم. هر ماه با ۲ اپیزود صوتی و ۴ ویدئوکست، کنار شما هستیم! Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
تو اواسط تابستون سال ۳۷۰ هجری قمری، تو شهر بخارا، یکی از شهرهای پر رونق خراسان، مردی به تازگی صاحب پسری شده بود که آینده اش برای همه مبهم بود. هیچ کس نمیتونست حدس بزنه که این نوزاد، یه روز تبدیل به یکی از بزرگ ترین…
زمستون سال ۱۹۹۴ بود و هوای سرد دمشق، تو مه غلیظی پیچیده بود. بشار اسد، پزشک جوانی که برای تخصص چشمپزشکی به لندن رفته بود، تماسی از پدرش حافظ اسد دریافت کرد. حافظ، با صدایی خسته و کوتاه گفت: “بشار، باید فورا برگردی”...…
✨اومدیم تا قبل از انتشار قسمت جدید یه خبر خوب بهتون بدیم، و اونم اینه که "کانال یوتیوب راوکده" رسماً راهاندازی شد! مستند تصویری اپیزود ویژه راوکده منتظر شماست! از این به بعد میتونید علاوه بر شنیدن، اپیزودهای ویژه و…
تو فروردین سال ۱۳۲۰، روزایی که بهار تازه پا گذاشته بود تو کوچه پس کوچه های تهران، پروین کم کم داشت با یه بیماری عفونی دست و پنجه نرم میکرد. همون روزایی که برادرش ابوالفتح، مشغول آماده کردن دیوان دوم اشعار خواهرش…
تو ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵، تو یه خونه قدیمی تو شهر تبریز، دختری به دنیا میاد که قرارِ تو آینده، صدای متفاوتی برای ادبیات و شعر فارسی باشه. اسمش رو گذاشتن رخشنده، اما کسی نمیدونست این دختر کوچولو، قراره به زودی پروین اعتصامی…