
نویسنده: آنا گاوالداراوی: معصومه عزیزمحمدیچهار خواهر و برادر راهی یک عروسی فامیلی هستند. آنها هرکدام بنا به اجباری راهی مراسماند؛ ولی در دل از بودن کنار یکدیگر خرسندند. آنها قبل از مراسم تصمیم می گیرند به مدت چند ساعت، به دنیا کودکیشان گریزی بزنند تا بتوانند برای اندک زمانی هم که شده، زندگی روزمره و رنجهای خود را فراموش کنند؛ چیزی شبیه یک روز مرخصی در هنگام خدمت، کمی مهلت، فاصله بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت و یا چند ساعتی که از دیگران ربودهاند...از آنا گاوالدا این داستان ها را هم بشنوید:دوستش داشتمدوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد#کتاب #داستان #قصه #روایت #آناگاوالدا
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
نویسنده: یوناس یوناسنراوی: نگین خواجه نصیر , فرزاد شیرمحمدی«آلن کارلسن» پیرمردی صدساله است که در خانهی سالمندان زندگی میکند و تصمیم میگیرد در روز جشن تولدش از پنجره فرار کند. آلن در ایستگاه متروکهی قطار با…
نویسنده: ال.ام.مونتگمریراوی: نسرین کوچک خانیاین کتاب روایت داستان ماجراجویانه و عاشقانهی دختری به نام امیلی است که عاشق شعر و داستان و نویسندگی است.#کتاب #داستان #قصه #روایت
نویسنده: ال.ام.مونتگمریراوی: نسرین کوچک خانیامیلی با مرگ پدر، تحت سرپرستی دو خاله خود قرار میگیرد. خاله الیزابت، سختگیر و منضبط است و با قرعه مجبور به نگهداری امیلی شدهاست، اما بهمرورزمان به امیلی علاقهمند میشود.…
نویسنده: فردریش دورنماتراوی: محمدرضا قلمبربازرس برلاخ در بیمارستان بستری است و مجله ای را ورق می زند. یک عکس در این مجله توجهش را جلب می کند و سوءظنش را برمی انگیزد. او گمان می کند پزشکی از دارودسته ی جنایتکارهای نازی…
نویسنده: ابوالفضل زرویی نصرآبادراوی: سبحان اکرامی , مهبد قناعت پیشهابوالفضل زرویی نصرآباد را می شناسید؟ طنزهای او را خوانده یا شنیده اید؟#کتاب #داستان #قصه #روایت #ابولفضل_زرویی #زرویی_نصرآباد