
نویسنده: حکیم نظامی گنجویراوی: سیما رستگاران , امیرمحمد صمصامیفصل اول/بردن ابن سلام ليلي را به خانه خود، آگاهي مجنون از شوهر كردن ليلي، رفتن پدر مجنون به ديدن فرزند و جواب دادن مجنون پدر رافصل دوم/ وداع كردن پدر مجنون را، آگاهي مجنون از مرگ پدر، انس مجنون با وحوش و سباعفصل سوم/ نيايش كردن مجنون به درگاه خداي تعالي، نيايش مجنون يا مشتري و رسيدن نامه ليلي به مجنونفصل چهارم/ مفاد نامه ليلي به مجنون، نامه مجنون در پاسخ ليلي و حكايتفصل پنجم/ ديدن مادر مجنون را، آگاهي مجنون از وفات مادر و غزل خواندن مجنون نزد ليليفصل ششم/ آشنا شدن سلام بغدادي با مجنون و وفات يافتن ابن سلام شوهر ليليفصل هفتم/ صفت رسيدن خزان و درگذشتن ليلي، وفات مجنون بر روضه ليلي و ختم كتاب به نام شروانشاهمنظومه لیلی و مجنون در ۴۷۰۰ بیت و در بحر «هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف یا مقصور» است. پیش از نظامی شاعری در این وزن منظومهای نسروده بود و پس از نظامی این بحر، وزن رایج برخی منظومههای عاشقانه گردید. اگرچه وزن لیلی و مجنون با وزن خسرو و شیرین در یک بحر (با کمی تفاوت) است، ولی برخلاف خسرو و شیرین از حرکت و جنبش حکایت نمیکند و حتی در وصف زیباییها هم غمانگیز و پرسوز به نظر میآید.مطالعهی این اثر نظامی و مقایسهی آن با خسرو و شیرین از همین شاعر، مقایسهی میان دو فرهنگ عرب و ایرانی و سرچشمههای تفکر، اندیشه و باورهای این دو ملت است. جامعهی لیلی و مجنون، هرگونه سرپیچی از آداب و سنن را رد میکند. خواننده در لیلی و مجنون با جامعهای مواجه میشود که مردم آن توان نگاه معصومانهی کودکی از سرِ مهر را به همسن ناهمجنس خود ندارند و همه درصدد سرککشیدن در کار یکدیگر و تجسس هستند. به گفتهی یدالله بهمنی «چنین فرهنگی نمیتواند سلامت روانی جامعه را تضمین کند و از آن نمیتوان انتظار ظهور انسانهای فرهیخته را داشت.»شخصیتپردازی در داستان لیلی و مجنون نظامی، شخصیتپردازی مستقیم است، ولی شخصیتها همگی دچار ایستایی هستند. در طول دهها سال گذر زمان، مجنون همواره عاشق بیحدّ لیلی است. نه از این عشق کم میشود و نه بر آن افزوده میشود. این شخصیتها اگرچه پیش از نظامی وجود داشتهاند، ولی همگی بازآفرینی شدهاند. با اینحال شخصیتهای بازآفرینی شده، همگی قراردادی و نوعی هستند و امکان وجود چنین شخصیتهایی در عالم واقع محال است.در لیلی و مجنون (بر خلاف خسرو و شیرین) روایت بر پایه شخصیت مرد شکل گرفتهاست. با وجود آنکه یک شخصیت مرد و یک شخصیت زن در داستان وجود دارد، ولی عشقی که در این روایت به تصویر کشیده میشود یک عشق عرفانی و فرا زمینی است.از بُعد شخصیتی، رفتار مجنون در این حکایت نهتنها درخور عاشقان چنین منظومهای نیست، بلکه گاه سفیهانه و غیرمنطقی هم هست. مجنون از عشق بیقرار است و در صحرا با حیوانات وحشی دمخور بوده و دربند رازداری و پردهپوشی نیست. مجنون صافوصادق است. او عاشق رنجبردن و خواریکشیدن و نالهکردن است. با خنده میانهای ندارد. از نشاط و سبکروحی به دور است و آن را مطابق شأن انسانی نمیداند. او خودآزار است و حتی عشق را به طفیل «غم عشق» میخواهد؛ ولی لیلی از این همه رنجور نیست. چراکه خود وی نیز زاده و پروردهی همان محیط است. لیلی رنجورِ خودکمبینی مجنون است؛ چراکه میداند تا این خودکمبینی و حقارت هست، به وصال او نخواهد رسید.گُل را نتوان به باد دادن مهزاده به دیوزاد دادندرعوض لیلی حسابگریهای زنانه و مصلحتبینیهایی دارد که لازمهی حیات بادیه است. با اینحال شخصیت لیلی از نظر زندگیِ سراسر تسلیم وی اهمیت دارد. به گفتهی سعیدی سیرجانی، لیلی شخصیتی است منفعل. او را از مکتبخانه بازمیگیرند. در خانه زندانی میکنند. او را به شوهر میدهند، بدون آنکه نظر وی را جویا شوند. به شوهری که همهروزه نگهبان او است. کار لیلی اما در این میان فقط گریه است و تسلیم. او حتی رازِ دل به مادر هم نمیگوید. مادرش سالها بعد و از زبان همکلاسان او پی به راز عشقش میبرد.در حالی که در هریک از صحنههای خسرو و شیرین، سخن و اندیشهی نظامی در اوج است، در لیلی و مجنون، بهندرت بیت نغزی وجود دارد که رشتهی حوادث داستان را به یکدیگر پیوند بزند. به گفتهی «وحید دستگردی» در دیار لیلی خشونت حرف اول را میزند؛ زیرا قدرت منطق ضعیف است. لیلی و مجنون در جامعهای سنتی همراه با تعصبات خشک، باورهای جاهلی و تربیت نادرست زندگی میکنند. در این جامعه لیلی بهعنوان یک دختر حق تصمیمگیری و حتی اظهارنظر دربارهی سرنوشت خود را ندارد.در باب نظم کتاب:در حدود سالهای ۳۵۰ تا ۵۵۰ قمری، ابوبکر والبی افسانهای عاشقانه، با عنوان لیلی و مجنون به زبان عربی نوشت که در برخی از نسخههای خطی آن، ترجمهی فارسی آن نیز نوشته شده است. اخستان شروانشاه، پسر منوچهر و پادشاه شروان که ترجمهی کتاب عامیانهی ابوبکر والبی را خوانده بود، و از سویی دیگر از خواندن خسرو و شیرین نظامی لذت برده بود، به فکر افتاد تا از نظامی بخواهد که لیلی و مجنون را به نظم بکشد.اما نظامی رغبتی برای به نظم درآوردن این داستان نداشت. چراکه بنمایهی عربی موجود، کوتاه، بدون بسط و بدون تنوع بود و قادر به پرکردن کتابی نبود. از سوی دیگر زندگی و آداب بدویان بیاباننشین عرب و سرزمین بیآب و علف آنان، چنگی به دل نظامی که شاعر بزمهای پرشکوه ساسانی بود، نمیزد.نه باغ و نه بزم شهریاری نه رود و نه می، نه کامکاریبر خشکی ریگ و سختی کوه تا چند سخن رود در اندوه؟سرانجام اصرار پادشاه شروان و تشویق فرزند نظامی، باعث شد تا نظامی منظومهی لیلی و مجنون را بسراید. او سرودن این منظومه را در کمتر از چهار ماه به پایان برد. در حالیکه نظامی سالها برای سرودن منظومههای قبلی مانند خسرو و شیرین و مخزنالاسرار وقت صرف کرده بود. خود وی گفته است که اگر گرفتاریهای دیگر نمیداشت، لیلی و مجنون را در چهارده روز به اتمام میرسانید.خود نظامی داستان زادهی خود را جدید میداند و میگوید: شاه اخستان از من خواسته است چندبیتی بکر چون لیلی بکر بر سخن نشانم؛ یعنی سخنی بگویم که از اندیشهی هیچکس دیگری نگذشته و قلم هیچکس دیگری بر روی کاغذ ننوشته است.«بدین دلفریبی سخنهای بکر به سختی توان زادن از راه فکرسخن گفتن بکر، جان سفتن است نه هر کس سزای سخن گفتن است»
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
نویسنده: ژول ورنراوی: همت مومیوند«جان گارِل» مردی برزیلی است که چندین سال قبل از این ماجرا به دهکدهی «ایکیتوس» واقع در مرز پِرو آمده بود. او مردی فقیر و تنها بود، ولی توسط مردی مهربان به نام ماگاتاس پناه داده شده…
نویسنده: کینگزلی آمیسراوی: مریم مشهوراین کتاب جامعهای را توصیف میکند که حتی یک شاعر برجسته نیز ناگزیر است سالها میل باطنی خود را مکتوم نگاه دارد و صرفاً زمانی که به آزادی واقعی میرسد، واقعیتها را با صراحت برای…
نویسنده: ژول ورنراوی: علی همت مومیوندکتاب «سفر به مرکز زمین» داستانی معروف از ژول ورن است که قوهی هیجان و تفکر را کنار هم فعال میکند و مخاطب خود را به فضایی غیرواقعی، اما سؤالبرانگیز میبرد و از او میپرسد: «آیا زمین…
نویسنده: جووانی گوارسکیراوی: آرمان ضیائی مهرداستان طنز «داماد مدرسهای» یک خانوادهی پرافادهی اشرافى بىپول را به تصویر میکشد که مجبور شدند تن به ازدواج با یک بورژواى موفق را بدهند! اختلاف فرهنگى بین این دو طبقه و…
نویسنده: جوزف کنرادراوی: رضا جهانیورلاک (مأمورِ مخفی) از سفیر کبیر جدید، هشداری جدّی برای بمبگذاری میگیرد. کسی نمیتواند به ورلاک کمک کند. ناگهان به ذهنش میرسد از برادرزنش که ناتوان ذهنی است، کمک بگیرد، اما ...داستان…