
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بياسايم دمی زيرکی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پريشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نيست رهروی بايد جهانسوزی نه خامی بیغمی آدمی در عالم خاکی نمیآيد به دست عالمی ديگر ببايد ساخت وز نو آدمی خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهيم کز نسيمش بوی جوی موليان آيد همی گريهی حافظ چه سنجد پيش استغنای عشق کاندر اين توفان نمايد هفت دريا شبنمی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۸ فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتن که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی که به کوی بزم دردنوشان دو هزار جم به جامی؟ شدهام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم که به همت عزيزان برسم به نيکنامی تو که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن زان می عشق کزو پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بياور جامی روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشادقدی ساعد سيماندامی روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۶ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولی وين دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم، چندان که نگه کردم در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحتانديشی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکين چو من به عشق گلی گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلی میگشتم اندر آن چمن و باغ دم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر…