گوشین

دیدن | تاریخ فلسفه

دیدن دنیا با عینک فلسفه تلگرام دیدن را دنبال کنید: https://t.me/didanpodcast

۱۵پادکست

بیستم | اپیکوروس - لذّت‌گرایی

دیدن | تاریخ فلسفه

فلسفه‌ی اپیکوری لذت‌گرایانه‌ست. تعریفِ اپیکوریان از لذّت چندان متعارف نیست. اپیکوریان تجربه را منبعِ هر شناختی می‌دانند. اخلاق اپیکوریان همزمان مبتنی‌ است بر لذّت و فضیلت. اپیکوریان در هنر تنها لذّت و زیبایی را می‌جویند. از دیدن حمایت کنید: حامی‌باش | Patreon دیدن را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | توئیتر

نوزدهم | رواقی‌گری (قسمت دوم) - رواقی مردن

دیدن | تاریخ فلسفه

مارکوس آورلیوسِ رواقی معتقد است مرگ همچون هر رویدادی دیگری در طبیعت طبیعی‌ست، در طبیعت شری وجود ندارد و ترس از مرگ بی‌مورد است. در این قسمت در موردِ رواقی مردن، و هنر و زیبایی از منظر رواقیان خواهم گفت و در آخر کلاه نقد به سر می‌گذاریم و برخی از آرایِ رواقی را بازبینی می‌کنیم. از دیدن حمایت کنید: حامی‌باش | Patreon دیدن را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | توئیتر

هجدهم | رواقی‌گری (قسمت اول) - رواقی زیستن

دیدن | تاریخ فلسفه

چه شباهتی میانِ یونانیانِ قرنِ چهارمِ پیش از میلاد و ایرانیانِ این روزها باعث شده که هر دو از سبکِ زندگیِ رواقی استقبال کنند؟ امپراتورِ رواقی، مارکوس آورلیوس، که بود و در "تأملات" چه گفت؟ جهان‌‌وطنی زیستن چه مختصاتی دارد و متضمنِ چه نوع اخلاقی است؟ این‌ها مهم‌ترین پرسش‌هایِ اولین قسمت از فصلِ سومِ دیدن هستند، فصلِ یونانی‌مآبی. این قسمت اولین قسمت از دوگانه‌ای‌ست که به رواقی‌گری اختصاص دارد. از دیدن حمایت کنید: حامی‌باش | Patreon دیدن را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | توئیتر

هفدهم | ارسطو (قسمت سوم) - سیاست و هنر

دیدن | تاریخ فلسفه

در قسمت پایانیِ سه‌گانه‌ی ارسطوست به فلسفه‌ی سیاست و هنرِ ارسطو می‌پردازم. از انسانِ سیاسی، غایتِ جامعه، حکومت ایده‌آل، جایگاهِ هنر و تراژدی خواهم گفت. همچنین از دو نوع رویکرد به فلسفه خواهم گفت، رویکرد سطحی و رویکردِ ثمربخش.

شانزدهم | ارسطو (قسمت دوّم) - اخلاق

دیدن | تاریخ فلسفه

ارسطو گفت: ”انسان حیوان ناطق است.” یعنی حیوانِ دارای لوگوس است، حیوانِ اندیشنده. امّا انسان افزونِ بر قوه‌ی تفکر جسم و عواطف هم دارد. پس ائودایمونیا یا سعادتش در گروی توجه به هر دو از طریقِ پرورشِ جسم و تربیتِ نفس است. به باورِ ارسطو سعادت مقصد نیست بلکه نحوی زیستن است، زیستِ فضیلتمدانه. برخلافِ انسان خدای ارسطو اندیشه‌ی مطلق است. خدا به خود می‌اندیشد و عشق او افلاک را به حرکت درمی‌آورد.

پانزدهم | صورت-ماده: ارسطو - قسمت اوّل

دیدن | تاریخ فلسفه

ارسطو باور داشت چیزها برای بودن و شناخته شدن تنها به صورت و ماده نیاز دارند، نه مثال‌هایی در آسمان. او برای هر برهانی سرآغازی متصور بود و اصلی را تبیین کرد که نفیِ آن متناقض‌ترین عملِ قابلِ تصور است. ارسطو در کتابِ متافیزیکِ به بنیادهای طبیعت پرداخت. از ”جوهر” و ”وجود” گفت و در هر شیئی چهار علّت را شناسایی کرد. او بزرگ‌ترین شاگردِ و جدی‌ترین منتقدِ افلاطون است. فلسفه که با نظریاتِ افلاطون به آسمان‌ها رفته بود، با ایده‌ی صورت-ماده‌ی ارسطو به زمین بازگشت.

چهاردهم | جهانِ مُثُل: افلاطون - قسمت دوّم

دیدن | تاریخ فلسفه

افلاطون به دو جهان باور دارد، یکی همین که در آن ساکن هستیم، جهانِ شدن و تغییر، و دیگری جهانِ ازلی-ابدیِ و نامتغیرِ مُثُل. هر چیزی، از انسان و جانوار گرفته تا گیاه و اشیای بی‌جان، در عالمِ مُثُل، مثالی جاودان دارد. کارِ فیلسوف شناسائی این مثال‌هاست، برخلافِ انسان‌ها که تمامِ عمر گویی در غاری سرگرمِ تماشای سایه‌‌ها هستند. مثال‌های افلاطون معقول‌اند و غیر محسوس و بی‌نقص و نمی‌توانند منشأ شر باشند. شر آفت چیزهای مادی است.

سیزدهم | عدالت: افلاطون - قسمت اوّل

دیدن | تاریخ فلسفه

افلاطون آشناترین نام در دنیای فلسفه‌‌ست. وایتهد، فیلسوف و ریاضیدانِ قرن نوزدهمی، می‌گوید فلسفه‌ی غرب جز حاشیه‌ای نیست بر فلسفه‌ی افلاطون. بعد از گذشتِ قرن‌ها همچنان بعید است در عرصه‌ی فلسفه به موضوعی بربخورید که افلاطون به نحوی به آن نپرداخته باشد. نه فقط فلسفه، ردِ ایده‌های افلاطون را به سادگی می‌توان در ادیانِ و گرایش‌های عرفانی مختلف هم یافت. در این قسمت از جمله به افلاطونِ در سایه‌ی سقراط، افلاطونِ در کمال و عدالت در فلسفه‌ و آرمانشهرِ افلاطونی خواهیم پرداخت.

دوازدهم | فضیلت: سقراط

دیدن | تاریخ فلسفه

سقراط همه‌ی عمر در کوچه‌های آتن قدم زد، و با مردم در موردِ عدالت، خوبی، خویشتن‌داری، دینداری، شجاعت، دوستی، و عشق گفت‌وگو کرد. هدفِ سقراط دستیابی به فضیلت و روشِ او دیالکتیک بود. سقراط سیاستمدارن، شاعران و اهالیِ فن را به پرسش گرفت. عاقبت آتن پرسشگریِ سقراط را برنتافت و او را به مرگ محکوم کرد.

یازدهم | انسان-معیار: سوفسطائیان

دیدن | تاریخ فلسفه

اوّلین قسمت از دومین فصلِ دیدن اختصاص دارد به سوفسطائیان. «انسان معیار همه چیز است»— این شعارِ سوفسطائیان بود و حاصلِ «شکِ سوفسطائی» به تواناییِ انسان در به سرانجام رساندنِ پروژه‌ی پیشاسقراطیِان برای کشفِ رازِ جهان. سوفسطائیان آموزگاران فنِ سخنوری، نخستین زبان‌شناسان و نخستین روانکاوان بودند. با این حال سوفسطائی‌گری تا همین اواخر چیزی شبیه یک دشنامِ فلسفی بود. سقراط و افلاطون بزرگ‌ترین دشمنانِ سوفسطائی‌گری بودند. از نشانه‌های بدنامیِ این متفکران اینکه «سفسطه‌گری» و «سوفسطائی‌گری»‌ هم‌ریشه‌اند.

دهم | اتم: اتمیان

دیدن | تاریخ فلسفه

اولین فصلِ دیدن، فلسفه‌ی پیشاسقراطیان، با این قسمت به پایان می‌رسد. موضوعِ این قسمت فلسفه‌ی اتم‌گرایی‌ست. نظام اتمیان، تا اینجای کار، بیشترین شباهت را به نظام علمیِ معاصرِ ما دارد. تنها موجودیتِ واقعی در فلسفه‌ی اتم‌گرایان، «اتم» است. همچنین، در این قسمت برای اولین بار از فلسفه‌ی اخلاق خواهیم گفت؛ از «ائوثومیا» یا سرخوشی که مبنای فلسفه‌ی لذت‌گرایانه‌ی اتمیان است.

نهم | عقل و بذر: آناکساگوراس

دیدن | تاریخ فلسفه

آناکساگوراس معتقد است جهان از «بذر»هایی ساخته شده که توسط نیروی «عقل» به هم آمیخته‌اند. با آناکساگوراس گسستی آغاز می‌شود که در آینده ایده‌ی خدای واحد را پدید می‌آورد؛ گسستِ نیروی محرکه‌ی کیهان، از ماده‌ی سازنده‌ی آن. در این قسمت، همچنین، از دوگانه‌‌ای خواهید شنید که در هر هشت قسمتِ قبلی حاضر اما مستتر بود، دوگانه‌ی «فنومن»، و «نومن» یا «پدیدار»، و «شیء فی‌نفسه».

هشتم | مهر و آفند: امپدوکلس

دیدن | تاریخ فلسفه

امپدوکلس تبیینی تماماً فیزیکی از جهان ارائه می‌دهد که در آن چهار عنصر، آب و باد و خاک و آتش، و دو نیرو، مهر و نفرت دست‌اندرکار هستند. آموزه‌های امپدوکلس محل تلاقی ایده‌های پیشینیان است: ملطیان، هراکلیتوس و پارمنیدس. امپدوکلس روی دیگری هم دارد، او خود را خدایی فناناپذیر می‌داند در میان فانیان. امپدوکلس تنها راه نجاتِ روح‌های هبوط کرده در «لجن‌زار بیچارگی دنیا» را تزکیه می‌داند.

هفتم | تعلیق به محال: زنون

دیدن | تاریخ فلسفه

زنون مدعی است: آخیلوس، جنگجوی یونانی، مسابقه‌ی دو را به یک لاک‌پشت خواهد باخت. او معتقد است هیچ تیری نمی‌تواند از کمان رها شود و هیچ راهی را نمی‌توان به پایان رساند. پارادوکس‌های زنون پیوستگی فضا و زمان را هدف می‌گیرند و بعد از قرن‌ها همچنان ذهن فلاسفه، ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان را به خود مشغول کرده است. زنون اهل جدل و دیالتیک است. اگر چه ابتدا ادعاهای شما را می‌پذیرد، در پایان شما را در یک وضعیت محال، معلق و گرفتار می‌کند.

ششم | راه حقیقت: پارمنیدس

دیدن | تاریخ فلسفه

«راه حقیقت»، و «راه دوکسا»، الهه‌ای این دو را به پارمندیس آموخت. او را مهم‌ترین فیلسوف پیشاسقراطی، پدر متافیزیک می‌دانند. پارمنیدس اولین کسی‌ست که با استدلال فلسفه ورزید. وی جهان پرآشوب هراکلیتوس را نفی کرد، و حقیقت را در ثبات و سکون جستجو کرد. افلاطون او را با پارمنیدس آشتی دارد. و ارسطو با وی موافق نبود.